شکست قیام علیمردان خان بختیاری در سال 1308 از نیروهای دولتی و درهمشکستهشدن توان رزمی بختیاریها، باعث دستگیری و پروندهسازی علیه قیامکنندگان و زیرنظرآمدن نیروهای فعال بختیاری شد. از این پس توان بختیاریها در دو چیز خلاصه میشد: سهام نفت و سرداراسعد در منصب وزارت جنگ.
از نگاه رضاشاه، نابودی سرداراسعد بر سهام نفت برتری داشت، زیرا با حذف وی نه تنها گرفتن سهام نفت آسانتر میشد، بلکه راه برای پایانبخشیدن کامل به بیش از یک دهه نفوذ بختیاری در صحنهی سیاست ایران هموارتر میگشت.
چنین بود که جعفرقلیخان سرداراسعد، بیآنکه خود بداند، مأموریتش در دربار رضاخان روبهپایان بود؛ درحالیکه گمان میکرد سیاست برقراری دوستی میان پهلوی و بختیاریها با دستگیری و تبعید خوانین آشوبگر به خوبی بهبار نشسته و اعتماد شاه به او و بختیاریها به اوج خود رسیده است.