کیم در حالی که ناخن های دستش را بررسی می کرد، گفت :«در واقع، جیسون گریس، حالا که بهش اشاره کردی، باید بگویم خیلی لذت می برم اگر انسان های فناپذیر از من بترسند. در حال حاضر، به اندازه ی کافی از من نمی ترسند.»
جیسون از یک ضربه ی دیگر نیزه ی سه شاخه هم جاخالی داد و گفت:« میتونم در این مورد بهت کمک کنم.» شمشیر گلادیوسش را به شکل نیزه درآورد و در چشم پولی بوتس فرو کرد.
غول تلوتلو خورد:«آاااخ!»
پرسی همچنان زیر تور سنگین به خود می پیچید، اما حرکت هایش کند و وارفته شده بود. جیسون باید عجله می کرد. او باید پرسی را به درمانگاه کشتی می رساند؛ گرچه اگر طوفان به همین شدت ادامه می یافت، دیگر کشتی و درمانگاهی برای رفتن باقی نمی ماند.
در آب به سوی کیم رفت:«تو میدونی که الهه ها و رب النوع ها به انسان های فناپذیر محتاجن. هر چه ما بیشتر به شما احترام بگذاریم، شما ها قدرتمندتر خواهید شد.»
-از کجا بدانم؟ من که هرگز مورد احترام و ستایش واقع نشده ام.
ریک ریوردان داستانهای قهرمانان المپ را نخست بهعنوان قصههای وقت خواب برای دخترش تعریف میکرد اما اکنون این داستانها در میان پرطرفدارترین رمانهای فانتزی قرن بیستویکم جای گرفتهاند. مجموعهی قهرمانان المپ داستان عشقها، شکستها و فداکاریهاست. هفت دورگه، الههای انتقامجو و ارتشی از هیولاهای بیرحم و نامیرا بازیگران این مجموعهی پنج جلدی هستند. خون المپ جلد پنجم از مجموعه ی قهرمانان المپ است. اوجِ داستان، هیجانِ محض، انتظارِ سرسامآور؛ خون المپ ترکیبی است از تمام اینها. ریک ریوردان این بار هم برای روایتِ کتاب، سراغ راوی دانای کل رفته و هر فصل را از دید جیسون، پایپر، لئو، رِینا و نیکو روایت میکند. تیراژ کتاب در چاپ اول، سه میلیون نسخه بود و خیلی زود در فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز، پابلیشرز ویکلی و آمازون قرار گرفت. یکی از جذابترین ویژگیهای خون المپ، سفرهایی که است که دورگهها برای اهدافی به ظاهر متفاوت و مجزا از هم، در پیش میگیرند، شخصیتهایی از میان اسطورهها که باهاشان سروکله میزنند و چالشهایی که هر گروه، و البته هر کدام از قهرمانانِ ما، باید برای پیروزی نهاییِ نیکی، به جان بخرند. از یونان تا سنخوآن و جزیرهی اسرارآمیز اوجیجیا و در آستانهی جنگی که مثل بمب ساعتی جهان را به دامِ نیستی میکشد، بچهها میکوشند و زرنگی میکنند و گول میزنند و البته، گول هم میخورند. ریک ریوردان با خونِ المپ، حماسهای خلق میکند مخصوص قرن بیست و یکم، اما با تکیه بر اسطورههایی به قدمتِ تاریخِ بشر.